![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
ديكتاتور از ميان صد ها متقاضي استخدام يك نفر را انتخاب مي كند. براي كفش پاك كني. دستور مي دهد غير از كفش پاك كردن كار ديگري انجام ندهد. مرد ساده روستايي خيلي زود به محيط خو مي گيرد و فربه مي شود. پس از چند سال خوب خوردن و تغذيه مناسب و استراحت و فرمان بري شبيه ارباب خود مي شود. شايد به اين علت كه او از همان غذايي مي خورد كه به ديكتاتور مي دهند. صورت تپل و سرخ و سفيد او درست مثل ديكتاتور مي شود. مو هاي سرش كه مي ريزد برابري كامل شده. دهان گرد و قلنبه اي دارد و موقع خنديدن رديف دندان هايش ديده مي شود. همه وزرا و نزديكان ديكتاتور از كفش دار وحشت دارند. شب ها چكمه ارباب را جفت مي كند و برق مي اندازد. ساز مي زند. براي خانواده اش نامه مي نويسد. شهرت او به همه جا مي رسد. مي گويند كفش دار ديكتاتور نزديك ترين آدم به اوست. كفش دار واقعا از همه نزديك تر است. هميشه دم در مي خوابد و مي نشيند. نبايد لحظه اي دور شود. يك شب، كفش دار كه حسابي قوي شده سرزده وارد اتاق خواب ديكتاتور مي شود، او را بيدار مي كند و با مشت به گيج گاه او مي كوبد. ديكتاتور مي ميرد. كفش دار لباس خود را در مي آورد و به تن ديكتاتور مرده مي پوشاند و خودش لباس ديكتاتور را مي پوشد. در مقابل آينه ديكتاتور مي فهمد چقدر شبيه اوست. به سرعت خود را به دم در مي رساند و داد مي زند كه كفش دار به او حمله كرده و او در دفاع از خود كفش دار را كشته. ديكتاتور دستور مي دهد جنازه كفش دار را ببرند و به خانواده اش خبر دهند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:14 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|