![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
آره قبول داريم. ما بچه هاي خوبي واسه بابامون نبوديم. اونو گذاشته بوديم خونه سالمندان. دير بهش سر مي زديم. هر چي بهمون هي گفت: بيشتر بهم سر بزنين. مي گفتيم: كار داريم. مي گفت: دلم براي نوه هام تنگ شده. اونارو با خودتون بيارين اينجا. مي گفتيم: اونا درس دارن. آره قبول داريم، ما در حق اون خيلي بد كرديم. اما الان حدود يك ماهه خيلي بچه هاي خوبي شديم. بابامون رو از خونه سالمندان آورديم بيرون. زود به زود هم بهش سر مي زنيم. بچه هامون رو هم با خودمون مي بريم. البته همه اينها وظيفه ماست. آخه اون برامون خيلي زحمت كشيد. حالا هم مي خوايم واسش يه مراسم چهلم عالي و با كلاس بگيريم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 13:56 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|