![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
وقتي مرد، همه گفتند يه پولدار مرفه بي غم از روي زمين كم شد. بيچاره بي كس و كار بود. كسي رو نداشت تا زير تابوتشو بگيره، منو همسايه ها برديم تا خاكش كنيم. وقتي وارد بهشت زهرا شديم ديديم گروه گروه بچه هاي ريز و درشت دارن ميان سر قبرش. يك عالمه آدم دارن براش گريه مي كنن. از كسي كه همراه بچه ها بود پرسيدم: اين بچه ها اينجا چيكار مي كنن؟ گفت: اينا بچه هاي يتيمي هستن كه اين آقا سرپرستي 500 تاشونو قبول كرده بود و وقتي فوت كرد همه دارائيشو به اونا بخشيد. يكي از آدمايي كه اومده بود و گريه مي كرد مي گفت: پول نداشتم اجاره بدهم، صاحبخونه انداختم بيرون اگه اين آقا نبود معلوم نبود... يكي از پول بيمارستان مي گفت، يكي از پول جهيزيه دخترش. معلوم شد چند تا مدرسه و درمانگاه خيريه هم ساخته. تازه فهميدم بي كس كيه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 4:1 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|