![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
چشمانش را بست و شمرد. يك، دو، سه و ... به ده كه رسيد، گفت: بيام؟ اما صدايي نشنيد! دوباره با صداي بلندتري گفت: بيام؟ باز هم صدايي نشنيد! بار ديگر با تمام قدرت فرياد كشيد: بيام؟ اين بار هم كسي جوابش را نداد! سرانجام طاقتش تمام شد. دست ها را از روي چشمانش برداشت و به اطراف نگاه كرد. همه رفته بودند! بعد از آن، هيچ وقت «قايم باشك»، بازي نكرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 7:11 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|