![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
سرگرم تماشاي تلويزيون بود كه برق رفت. كمي صبر كرد تا بيايد، اما نيامد و چون حوصله كار ديگري را نداشت، آماده شد كه بخوابد. اما خوابش نبرد براي همين، از پشت پنجره به ستاره هاي آسمان نگاه كرد. خيلي زيبا بودند. چند تايي هم برايش چشمك زدند! او هم به رويشان لبخند زد و آنقدر با آنها بازي كرد تا خوابش برد. وقتي بيدار شد، همه رفته بودند. از آن به بعد، شب ها، پشت پنجره مي نشست و با ستاره ها بازي مي كرد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 8:47 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|