![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
روي تخت دراز كشيده بود و چشمش به در بود. اتاق كم كم شلوغ شد و همه دور تخت نشستند. چند نفر با دلسوزي حالش را پرسيدند و بعضي با اشاره نشانش دادند و گفتند: بيچاره پيرمرد! بالاخره ساعت ملاقات تمام شد و همه رفتند، بعد، زير بالش دستي برد و آهسته، عكس همسرش را بيرون كشيد، با حسرت، نگاهي به آن كرد، گلدان خالي را نشان داد و زير لب گفت: كاش تو بودي! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 19:56 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|