![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
هميشه خواب هاي وحشتناك و نگران كننده مي ديد. مردمي كه حقشان را خورده بود، دست از سرش بر نمي داشتند. ناگهان از خواب مي پريد. در حالي كه سر تا پايش خيس عرق بود به خودش قول مي داد كه ديگر امروز كارهايش را اصلاح كند و اندوخته مالي ناسالمش را پاك كند. ساعتي نگذشته، همه چيز را فراموش مي كرد. همان آش بود و همان كاسه. اين بار در خواب هاي آشفته مي ديد هر كاري كرد نتوانست خلاصي يابد و بيدار شود و مثل هميشه توبه كند. او ديگر مرده بود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 14:23 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|