![]() |
![]() |
|
| ما جوانان ایران را دوباره با دستان خود می سازیم |
|
نيمه شب بود. برخاست تا نافله شب بخواند. وضو گرفت، به سمت سجاده اش رفت، نگاهش با نگاه ماه تلاقي كرد. نگاهي به آسمان شب و ستاره هاي چشمك زن و ماه كرد، تا نگاه از آن ها برگرفت ديد اذان صبح شده است. اين تنها نافله اي بود كه با جان و دل خوانده بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 11:56 توسط پرنده عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ به زودي بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ ميهن عزيزمان ايران خواهد شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
بيمه سامان استخدام و كاريابي |
|
RSS
|